سلام ببخشید دیر آپ لود کردم برای هر دقیقه ای که نبودم دلیل دارم یه سری مسافرت بودیم و...
تو این مسافرته دباره دلم پروانه ای شد. این پروانه ها داستان داره بگم یا نه؟؟؟؟
کلشو بخونی پنج دقیقس خیلی خلاصه میگم تورو قرآن بخونید کمک کنید
منو پسر عموم عاشق دختر عمه وهامون شده بودیم(برا اون میشه دختر خاله) خیلی خفن نه بچه بازی
ولی پسر عمم از قبل با اینا مشکل پیدا کرده بود پنج شش ساله که بودن تو جیبه پسر عمم کاندوم بوده
(ببخشیدا) بعد اینا گیر میدن این چیه قصم میخورن به کسی نگن ولی میگن و رابطه پسر عمم قطع میشه . تا اینکه میریم خونشون.دیگه پسر عموم اوج قاطی بودا.
سه الی چهار ساعت اینا با هم حرف زدن همه فهمیدن و آخر دختر عمم رید بهش و اینم مجنون شد.
فرار کرد از خونه ولی داداشش پیداش کرد.و از وقتی اومد خونه دیوانه دیوانه فرداش رفته بود بیرون
کچل کرده بود برگشته بود پدر عمم رو در اورد با کاراش. ته خرپولنا دیگه بقیه اش بی خیل....
بعد یه شب از اون شبای قاطیش من پیشش بودم دختر عمم اینا هم ته چت بازن. نشستیم چت کردن
با اونا ولی معرفی نکردیم سر صبح ما خوابمون میومد که اونا با یه آی دی جدید پی ام دادن ما هم فحش
خوار مادر رو کشیدیم بهشون و اینا هیچی نگفتن فرداش گفتن کی بود من گفتم اون و اون گفت من
و من و پسر عمم دیگه قهر شدیم بعد از چند وقت من به خواهر دختر عمم گفتم خوارتو میخوام (خیلی
جریانا این وسط پیش اومد که بیخیل بعد اون گفت :*نمیخوام نونه زیره کبابم تو باشی* و تمام .
این دو تا هم خیلی با هم توپن و حرفه شو گوش میده منم بی خیل شدم و با خودش چتی حرف زدم.
بهش گفتم و اینا گفت پنجاه درصد دوستت دارم و پنجاه در صد نه . تکلیف ما رو معلوم نکرد بعد با هم
حرفمون شد و بهش گفتم یه دختر پیدا کردم از تو ناز تر جیگر تر با هال تر و ... و دیگه تموم شد دیگه
حالا واقعا پیدا کردم ولی اینا هیچ کدوم نمیمونه من هنوز اونو میخوام (ناز بشه) حالا چه جوری درستش
کنم؟؟؟؟ دوستم داره یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما یه چیزی بگید. ***آی لافیو***
