سلام پلاسما رو نمیدونم چیه !!! یه چیزی تو خون بود دیگه مگه نه؟
این یه داستان واقعی است:
روح ها داراي شعور هستند. اين شعور از نظر آشنايي با روح و احظار روح در دنيا و از اين كاراست كه
وقتي مردي اون ور هم بدرد ميخوره. حتما اينم ميدونيد كه جسم يك تيكه گوشت بي جان است كه
كنترلش در دست روح هست.
حالا يكي از اين انسان هايي كه تو كاره روح و اينا بوده با قدرت خفن هم بوده ميميره. خواهرش هم
اين كاره بوده. بعد از مدتي در مراسم اظهار روح اين روح داداشش رو احظار ميكنه و داداشه هم دست
خواهرش رو تسخير ميكنه و شروع ميكنه به نوشتن و بعد از تمام شدن مجلس نوشته ها از اين قرار بوده:::::: ( حالا من از رو كتاب نمي نويسم اونايي كه يادمه )
در اين جهان فقط روح است كه حركت ميكند و تمام صحبت ها فقط با يك ديدن به انسان متعلق مي شود
و هيچ كس نمي تواند چهره خود را پنهان كند. اگر شخصي خلافكار باشد هم هر آن را ببيند متوجه ميشود.
حالا از گزارش 3 روح كه تازه مرده اند مينويسم .( من 1 رو مينويسم 2 تاي ديگش فردا )
مردي است كه سريع از بين روح ها رد ميشود و همش در حال حركت است و اين شخص در جهان فاني
رالي باز بوده و در همان مسابقات رالي هم كشته شده.
نتيجه هركس با رفتاري كه داره در اون جهان عمل ميكنه.
*********************************************************************
نميشه تعطيل شه.
ميخوام با تو باشم تا هميشه بدون تو بودن مگه ميشه؟
دوری نکن از من. دیگه بسه چرا دلت واسه من تنگ نمیشه؟