تبليغاتX
جومن **+ 18**
جمعه پنجم اسفند 1384
تو یه کلمه  *ببخشید*

نمیدونم چی  بگم  دیگه  ...........  تو  ذات  این  دنیا

ضربه  دوم  از   دختملی  که  به  سختی   بد  از  آهنگ  بش  دلبستم

یه  حس  غریب  دارم  که  فکر  میکنم  یه  بار  دیگه  هم  داشتم 

همش  فکرای  احمقانه   میکنم

ضربه بدی  بود حالا   به  مامان  بابام   چی  بگم   آخه   اونا  هم  میشناختنش

بگم  مالید  درم؟؟؟؟؟؟؟

عاشق هم نبودیم

معتاد هم بودیم

میگن  خدا یه سرمایه ای به آدم داده  که وقتی  به بن بست خوردی میتونی ازش استفاده کنی

به اون سرمایه میگن خودکشی    ولی  زوده  ازش  استفاده کنم

 

میشد همیشه از این بهتر باشه

یک پیرمرد حرفای قشنگی یادم داده

همچنین زندگی قشنگی

منتظره یه عشق دیگم

منتظر عشق یه دخمر آسمونی و بارونی

؟؟؟؟؟تاریکی  تمومی داره  یا  نه؟؟؟؟؟

آره؟ یا نه؟

بعد از ویرایش

حرف خودکشی و اینا یه سری حرفه برای داغ کردن مطلب

در هر صورت ...

ولی  کاش میشد حسمو بگم خیلی غریبه

آدم فکر میکنه چرا اینجوری شد

چرا همه چی بهم خورد

آینده چی قراره بشه

بی حوصلگی

خستگی

عصبانی

و

غیره

یه حس کاملا نا آشنا

کم کم دارم درکش میکنم الان موقع دوباره شروع کردنه دیگه وبلاگ و دوستامو تنها نمیزارم

کمکم میکنید؟؟؟؟؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:30  توسط حسام  |