تبليغاتX
جومن **+ 18**
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385
با مطالبی که نوشته بودم میخواستم بهت بفهمونم دوست دارم

مقصر خودت بودی           خیلی بدی

رک و راست هم گفتم بی معرفتی اگه تنهام بزاری

حرفایی که نوشتم  یه جور التماس بود

دیشب میخواستم بیام  آپ کنم

از دلتنگی هام بنویسم

از تنهاییم بنویسم

از دوست داشتنم بنویسم    

که  اون نظرتو دیدم ( کابوس دیدنتو )

جا خوردم  .   اصلا از تو انتظار نداشتم تحقیر بشم . تو با اون حرفت منو خورد کردی

بازم میومدم مینوشتم دوست دارم ولی همه چیزو خراب کردی

همیشه میگفتم برای باره آخرم میگم : مواظبه خودت باش تپل

 

خاطره هاتو   هیچ وقت فراموش نمیکنم

*********************************

بازم من موندم و یه دنیا و ۳ نقطه ...

*********

از این به بعد زندگی تغییر میکنه

یه زندگی بدون دلبستن به کسی

با هرکی رفاقت کنم

سعی میکنم اصلان برام مهم نباشه

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:52  توسط حسام  | 

دوشنبه هجدهم دی 1385
من برای تو مینویسم هنوز  از اینوره دیوار

هر جای گریه که هستی   خاطره هاتو نگه دار

نمیدونم از کجا شروع کنم

خوب میشه گفت روزا تکراری شدن  خیلی دارم اذیت میشم   ولی کاریش نمیشه کرد

کاش میدونستم چه اتفاقایی قراره بیوفته

***********************

اگه این کتابه سرنوشت یه روز نوشتنش با من بود

الان اینجا کنارم نشسته بود

****************************

یه قول و قراری با هم گذاشته بودیم                                نمیخوام بزنم زیرش

 

اونی که لافه عاشقی رو میزد یه روز تنهام گذاشت . . .

خیلی سوال تو سرم دارم

دلش ماله کیه ؟

چه کاره اشتباهی کردم ؟

کسی هست دوستم داشته باشه نتونه بگه ؟

نتونه کاری کنه ؟

اگه هست کجاس ؟

اسمش چیه ؟

 

حالا من موندم و یه دنیا و ۳ نقطه ...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:37  توسط حسام  |