تبليغاتX
جومن **+ 18**
جمعه چهارم مرداد 1387

بارون میاد

خورده خورده

شسته میشه

خاطراته تلخ من

 

آخه بارون  میاد

خاطراته تلخ

ـ   آروم میاد   ـ

پا به پای من

از اول تا الانو گوش کن

از این به بعد وبلاگ میشه شاعرانه تر

تو هم راه بیا

با من قدم قدم

نگم کم از زندگی نالم

یه خطو میریم تا تش

 

میدو ام و میگم یه قطره بارون

من بچه بودم

غم بود

ولی کم بود

هنوز از ذهنم نرفته خاطراته تلخم

من تنهام

ولی یارم هست

 

بیرونو نگاه میکنم

اگه ببینمت 

دوباره  صدات میکنم

با اینکه بیزارم ازت

هنوزم عشقمی تو

 

از تو برا من چی جز خاطره موند ؟

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:43  توسط حسام  | 

چهارشنبه دوم مرداد 1387

هر دم برای من همه چی بودی

توی نبض زندگیم تپشی بودی

خیلی وقته رفتی از اینجا

ولی . . .

 

بمیرم نمیگم پشیمون از این چند سال

بمیرم نمیشم دیگه اسیره دستات

هرچی گفتم     گفتم

هر چی کردم    کردم

هر چی فکرش میوفتم     میشه  دوری معنی حرفم

 

نمیبرم از همه باره دیگه

یک شب با منی یک شب با یاره دیگه

چی مونده پیشم ؟

از چی بنویسم ؟

؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:22  توسط حسام  |