۳ روزه همه رفتن مسافرت و - روزه دیگه میان
دیشب شبه شلوغی بود جای پای شما خالی
دم دمای ساعت ۱۲ میشه گفت خیلی ها رفته بودن
نصف شب دیگه خونرو کامل تخلیه کردم و همرو فرستادم لونه هاشون
چون دیگه واقعا خسته بودم
امروز صبح که بیدار شدم دیدم هیچ حس و حالی ندارم
هنوز از جام پا نشده دیدم واقعا حوصلم سر رفته
رو تختم نشستم به گوشیم خیره شدم زنگ خورد
اون کسی نبود که من میخواستم
کسی که فکرشو میکردم ! نه !
اون حتی یه بار هم منو نوازش نکرده
اون حتی هیچوقت کاری نکرده که من بدونم براش مهمم
نخیر اون کسی نیست که من دنبالشم
این ماجرا یکنواخت شده
END CALL
نمیدونستم سی دیه کی تو ضبطه فقط روشنش کردم
آهنگه : یکی پاشه با من برقصه . کدوم خوشگلی میرقصه ؟
دختره زیبا موی ناز . چشمای سیاه خیلی ناز . . .
همیشه از گوش دادنش فرار میکردم آخه ازش خاطره دارم
این دفعه گوش دادم یاده اون شبی افتادم که تو ماشین با این آهنگ لب خونی میکرد
واسم دیگه فرقی نمیکرد
شروع به تمیز کردن اتاق و خونه کردم تو فکره اینکه :
ما کلی شانس داشتیم و کلی حرف واسه زدن
ولی اون به حرفه دوستای احمقش گوش داد
هیچ وقت این احساس رو نداشتم
دلم واسش تنگ شده
و از دوست پسره اسکلش بدم میاد !

