تبليغاتX
جومن **+ 18**
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387

این مطبت رو میخواستم قبل از عید بزارم بالا . نشد حالا گذاشتم

قبل از شروع. شاید واسه خیلی ها خوندنه حرفام درکش خیلی سخت باشه.
نمینویسم تا هرکسی بیاد بخونه . خوننده های مخصوص داره...
آروم و با حوصله بخونی و تصور داشته باشی درک میکنی
تن حرفام همه آرومه
اگه درک نکردی اشکال از من نیست ...

یادم میاد, یادم میاد. یادم میاد , شب سرد زمستون

ما با هم می رفتیم تو خلوت خیابون

تو نم نم های بارون ما با چشای گریون

زیر لب میگفتیم: ¤ لعنت به این زمستون ¤

********نقطه سره خط********

عیده و امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بیقرارم
عیده و امسال تنهای تنها
به جای عیدی عزیزم
من تو رو میخوام

از وقتی رفتی غمگینه خونه
گریم میگیره با هر بهونه
رفتی و موندم با این همه درد
هرگز نمیشه فراموشت کرد

اگر چه نیستی
یاد تو اینجاست
عشقت توی قلب ماهاست
هر جا که هستی
خدا به همرات
دعای خیر پشت و پنات!

هر جا که رفتی
خدا به همرات
هر جا که هستی
خدا به همرات

امسالم تمومه دیگه

بعضیا تو این حال و هوای مطالب بالا

بعضی ها هم جدا از این حرفا *ای ول*

در هر صورت گذشت . حالا خوب یا بد ...

دیگه آدما... مثله قدیم نمیشن

میخوان که با بدی خوبارو بپیچن

دو سه روز گذشت دیدم

که بد جور عاشقش شدم

توی رگهای تنش

نبضه دقایقش شدم

اون میخواد بازی کنه با قلبه خستم

نمی دونست که من از دنیا شکستم

چجوری دلش میاد با دله من بازی کنه ؟
که یه روز مجبور بشه کلاهشو قاضی کنه ؟
میگفت عاشقتم میدونی ؟

.

.

.
خیلی راه مونده تا بشناسیم

* تورو دوست دارم آزاده *

اگه نشناختیم

یکی دو صفحه بخون ببین چه ها نوشتم

واسه دوست دخترم تشنم

نمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشم سیراب

تا که یه روز...

نفسم تنگه واسه نسیم نفس هاش ! ! !

توو دلم جنگه

واسه ...

دوسش دارم میخوامــــــــــــش

صاحابشم میگم بــــــــــــــــــــــــش

خارت چند برمش !

رو مد خوبم میکنم من کیفی

الکله خونم کمه ... میخورم خیلی

گفتی حسام شنیدم هستی شر

گفتم لازم داری تو شخصی مرد

حالا دیگه نکن وصفه شر

شر اینه => من و تو شراب و شمع لباسه کم آره جواره هم

میخندی خط میوفته بالای لب (اووووو)

میگی دوست داری خوب باشی روز مثله پری

میگی دوست داری بد باشی شب ها تو ولی

حرفای بالا رو خوندی ؟ همه احساس ها با هم قاطی شده

میشه جدا تصور کرد

ولی

حرف و احساس و یه سال که گذشته مثله حساب کتابه یه مغازه یا شرکت نیست

که آخره سال بشینی پای حساب کتابش

هر چی بوده و گذشته دیگه رفته

دیگه حساب کتاب یعنی خاطره !

میخوای خاطره های خوب رو بردار تا برنده باشی

این تنها راهشه . نقطه سره خط .

سال هشت و هفت هم گذشت و رفت

انگار کفه دست گرفتیش و با یه فوت ...

از ما تبریک

واسه ساله جدید برمی گردم...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:53  توسط حسام  |